- توضیحات
-
دسته: روزنوشته ها
-
تاریخ ایجاد در جمعه, 15 مهر 1390 04:47
-
نوشته شده توسط احمد باطبی
-
بازدید: 737
وبسایت جوان آنلاین ، پایگاه اینترنتی روزنامه جوان وابسته با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مطلبی را منتشر و در ضمن اشاره به دستگیری مرحوم عزت الله سحابی در 23 خرداد 69 نوشته است :
" ... 23 نفر از اعضاء نهضت آزادی و افراد موسوم به ملی مذهبیها به دلیل انتقاد از سیاستهای اقتصادی دولت آقای هاشمی رفسنجانی و به دستور ایشان بازداشت شدند.
در همین رابطه عزت الله سحابی یکی از بازداشت شدگان سال 69 می گوید: "ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولاً اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، 23 نفر را بازداشت کردند که یکی از آنها من بودم... بعد از دستگیری ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود:
رویش زیاد شده بود، می خواستیم رویش را کم کنیم ... "
در سالهای سیاه زندان مدتی با مرحوم سحابی هم اتاقی بودم . طبقه اول یکی از تخت های اتاق را برای ایشان آماده کردیم تا نیازی به بالا و پایین رفتن نباشد . تخت من طبقه سوم بود و عموماَ از بالای آن مرحوم سحابی را زیر نظر داشتم که اگر نیازی به چیزی داشتند برایشان فراهم کنم .
در ساعات پایانی یکی از شب ها و دقایقی قبل از اعلام خاموشی زندان متوجه شدم که مرحوم سحابی به نقطه ای از اتاق خیره شده و هر از چند گاهی آه می کشد . یک استکان چای آماده کردم و به بهانه آن کنارش نشستم و گفتم :
حاجی جان چرا آه میکشی ؟
لبخدی زد و گفت هیچی ...
نمیخواستم حریم خصوصی و خلوت تنهایی اش را به هم بریزم . با خنده گفتم حاجی آقا سخت نگیر ، شما که انشاالله همین امروز و فردا میری از این خراب شده بیرون ... ، منو بگو که باید 15 سال اینجا بمونم .
مرحوم سحابی لبخندی بر لبهایش نقش بست و گفت ، نه آقا ... ، نه من نگران موندن این تو نیستم ... ، تو هم قرارنیست که 15 سال اینجا بمونی . چیزی که دارم بهش فکر میکنم یک چیز دیگه است . آدم های زندان رژیم شاه خیلی باشرفت تر از آدها این رژیم بودند ... ، آن رژیم دشمن ما بود . اما برای دشمنی حد اقل یک حدود و اخلاقی داشت و تو میتوانستی دست کم بدانی که با چه کسی و چه چیزی طرف هستی . اما آدم های این رژیم غیر قابل فهم هستند . اینها به شکل منحصر به فردی بی اخلاق هستند و تو نمیتوانی به هیچ چیز آنها اعتماد کنی .
مرحوم سحابی در ادامه لبخندی زد و گفت :
باید زندان دو رژیم را کشیده باشی تا معنای این حرف من را بفهمی .
در همان روزهای زندان از زبان آقای سحابی ادعای اکنون وبسایت جوان آنلاین را در باره گفته های آقای هاشمی رفسنجانی " رویش زیاد شده بود، می خواستیم رویش را کم کنیم " شنیدم .
من نه زندان های رژیم شاه را دیدم و نه در آن روزها زندگی کردم . از این رو قضاوت بهتر بودن و یا بد تر بودن آن زمان را هم به آنهایی میسپارم که هر دو دوران را دیده و تجربه کرده اند . اما نکته با اهمیت برای من این است که در این چند روز هرچقدر که جستجو کردم ، دست کم درتاریخ چند صد سال اخیرایران ، هیچ دوره ای را پیدا نکردم که شایط مشابه اکنون ایران را داشته باشد . حتی شعبان بی مخ هم باعث مرگ دختر یک متوفی در مراسم خاکسپاری پدرش نشده است . هرچند که فرزند مرحوم هاله سحابی مرگ ناشی از ضرب و شتم مادرش را تکذیب کرده است ، اما او در همین حال تصریح میکند که مرحوم هاله به دلیل درگیری با ماموران ازبابت پاره کردن عکس پدرش و استرس ناشی از این شرایط دچار سکته قلبی شده و در گذشته است .
مرحوم هاله سحابی به هرشکل که از دنیا رفته باشد باز هم در اصل موضوع تغییر خاصی ایجاد نمیکند . مرگ مظلومانه هاله سحابی ، زنی که منبع عظیم آرامش و دوستی بود با بقیه موارد متفاوت است . او کسی بود که در تمام شرایط به دوستی و آرامش و عدم خشونت اعتقاد داشت . هر کسی میتوانست این دوستی صادقانه را به وضوح در رفتار و کردار او ببیند و آن را باور کند .
او رفت ... ، وما ... ، بی سحابی تر شدیم
روحشان شاد ، یادشان گرامی و آرزوی صبر و سلامتی برای بازماندگان
